محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4017

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گويد : كسان ، سعيد را ضعيف شمردند و خذينه ناميدند و تركان در او طمع آوردند ، خاقان تركان را براى نبرد وى فراهم آورد و سوى سغد فرستاد سالار تركان كور صول بود كه بيامدند تا به نزديك قصر باهلى جاى گرفتند . بعضىها گفته‌اند : « يكى از دهقانان بزرگ مىخواست زنى از باهله را كه در آن قصر بود به زنى بگيرد و كسى فرستاد و از او خواستگارى كرد ، كه نپذيرفت و او سپاه فراهم كرد و اميد داشت كه ساكنان قصر را اسير كند و زن را بگيرد . كور - صول بيامد و مردم قصر را محاصره كرد . يكصد خانواده با زن و فرزند آنجا بودند . عثمان بن عبد الله عامل سمرقند بود ، مردم قصر بيم كردند كه كمك دير برسد و بر سر چهل هزار با تركان صلح كردند و هفده كس به گروگان دادند . عثمان بن عبد الله كسان را به حركت خواند ، مسيب بن بشر رياحى آماده حركت شد و چهار هزار كس از همهء قبايل با وى روانه شدند ، شعبة بن ظهير گفت : « اگر همه سواران خراسان آنجا باشند به مقصود نمىرسند . » راوى گويد : از جمله كسانى كه حركت كردند ، شعبة بن ظهير نهشلى بود و بلعاء بن مجاهد عنزى از بنى تميم ، و عميرة بن ربيعة ، ملقب به عميرة الثريد از بنى عجيف و غالب بن مهاجر طايى عموى ابو العباس طوسى و ثابت قطنه و ابو المهاجر بن داره از غطفان و حليس شيبانى و حجاج بن عمر و حسان بن معدان و اشعث ، ابو حطامه ، و عمرو بن حسان ، همگان طايى . گويد : وقتى اردو زدند مسيب بن بشر گفت : « شما به طرف نيروى عمدهء ترك مىرويد ، نيروى عمدهء خاقان و ديگران ، اگر صبورى كنيد عوض بهشت است و اگر فرار كنيد ، عقوبت جهنم است ، هر كه قصد نبرد و صبورى دارد بيايد » يك هزار و - سيصد كس بازگشتند و او با بقيه برفت و چون فرسخى طى كرد با كسان همان سخن گفت كه در آغاز گفته بود و يك هزار كس كناره گرفتند آنگاه فرسخى ديگر برفت و همان سخن را گفت و يك هزار ديگر كناره گرفتند ، آنگاه برفت .